درباره
یک داستان بنیانگذار، نه یک رزومه.
KAY بیان یک باور ساده است: قویترین برندها جایی ساخته میشوند که شفافیت، سلیقه و اجرا به هم میرسند.
من با یک پرسش شروع کردم: چرا برندها رویدادهایی برگزار میکنند که همه فراموش میکنند؟
در سالهای پایانی دههی ۸۰، در مشهد، کارم را از فروش، طراحی سایت، مارکتینگ و تبلیغات شروع کردم. خیلی زود فهمیدم مسئله فقط رساندن یک پیام نیست. یک برند زمانی زنده میشود که آدمها آن را بفهمند، حس کنند و بخواهند با آن رابطه بسازند.
در سال ۱۳۹۳ شرکت خودم را ثبت کردم و در سال ۱۳۹۸، بنای برتر را به شکل مستقل توسعه دادم. آنجا فقط مدیر نبودم؛ بنیانگذار، مدیرعامل و مدیر خلاق بودم. از دل پروژههای واقعی یاد گرفتم که ایده فقط وقتی ارزش دارد که بتواند از کاغذ بیرون بیاید و در بازار، در یک اتاق، در یک گفتوگو و در تجربهی آدمها کار کند.
ویندو از همینجا متولد شد.
نمیخواستم یک نمایشگاه دیگر بسازم؛ میخواستم فضایی بسازم که برندها در آن فقط محصولشان را نمایش ندهند، بلکه دیده شوند. مخاطبها با دقت انتخاب میشدند، فضاها داستان داشتند و هر عنصر برای ساختن یک ارتباط طراحی میشد. ویندو برای من تجربهای بود از تبدیل یک رویداد به یک پلتفرم؛ جایی که توجه، گفتوگو و فرصت تجاری به هم میرسند.
در ادامه، حیات را بهعنوان فضای ارتباط و شبکهی فعالان صنعت ساختمان ساختم و نما شهر را در حوزهی ریلاستیت توسعه دادم. در این مسیر، با بیش از ۵۰۰ برند کار کردم و در بیش از ۵۰ رویداد، همایش، کنفرانس و نمایشگاه نقش داشتم.
این اعداد برای من فقط سابقه نیستند؛ مجموعهای از آزمونهای واقعیاند دربارهی اینکه اعتماد چطور ساخته میشود، تجربه چطور در ذهن میماند و یک ایده چطور میتواند به یک سیستم تبدیل شود.

بعد به کالیفرنیا آمدم؛ با پانزده سال تجربه، اما تقریباً بدون شبکهای که بتوانم روی آن حساب کنم.

آنجا یک حقیقت ساده و سخت را از نزدیک فهمیدم: اعتبار منتقل نمیشود. در هر بازار تازه، در هر اتاق تازه و در هر رابطهی تازه باید اعتماد را دوباره ساخت.
شروع دوباره فقط یک چالش شخصی نبود؛ آزمایشی بود برای هر چیزی که دربارهی برند، ارتباط و رشد میگفتم. اگر قرار بود از وضوح، تجربه و تمایز حرف بزنم، باید خودم هم آنها را از نو میساختم.
برای همین دوباره به کلاس برگشتم و MBA خود را با گرایش Business Analytics در International American University کامل کردم. این مسیر به من کمک کرد شهود و خلاقیت را با داده، تحلیل و تصمیم دقیقتر پیوند بزنم. امروز AI و BI را نه بهعنوان نمایش فناوری، بلکه بهعنوان ابزارهایی برای بهتر دیدن مسئله، بهتر تصمیم گرفتن و ساختن رشد انسانیتر دنبال میکنم.
KAY نام همین نگاه است.
در ریشههای کهن ایرانی، «کی» برای من یادآور بینش، روایت و مسئولیتی است که با راهبری همراه میشود. سیمرغ در روایت بصری KAY نیز نماد قدرتنمایی نیست؛ نماد دیدن ظرفیت، پرورشدادن، انتقال دانش و بازگرداندن توانِ عمل است.
به همین دلیل KAY ادعای جایگاه نیست؛ تعهدی است به ساختن جایگاههایی که دیگران هم بتوانند در آن بهتر دیده شوند و رشد کنند.
امروز KAY هویت فکری من است و NEWMAN بستر اجرایی این مسیر. در تقاطع استراتژی برند، طراحی تجربه، رشد کسبوکار و کاربرد انسانی فناوری، به بنیانگذاران و تیمها کمک میکنم از پراکندگی به وضوح برسند، از فعالیت به تجربه، و از تجربه به رشدی که بتواند ادامه پیدا کند.
چون برای من، یک برند موفق فقط دیده نمیشود؛ در ذهن، رابطه و آیندهی آدمها میماند.
آنچه مشتری دریافت میکند
یک زاویهی دید روشن، یک نقشهی عملی، اجرای آرام، و شریکی که میتواند داستان، سیستم و بازار را به هم وصل کند.
اگر بهدنبال یک شریک استراتژیک هستید، نه صرفاً یک ارائهدهندهی خدمت، اینجا جای درست است.
آنچه به آن پایبندم
01
بساز، فقط توصیه نکن
هر توصیه از اجرا میآید، نه از نظریه. بیش از ۵۰۰ پروژهی برندی، همان صلاحیت است.
02
فناوری انسانمحور
هوش مصنوعی ابزار است. انسانها هدفاند. فناوری باید به آنها خدمت کند، نه جایگزینشان شود.
03
شرق و غرب
دو بازار، دو فرهنگ، و یک زاویهی دید که تجربهی تکبازاری نمیتواند بازتولیدش کند.
04
شواهد پیش از وعده
اول عدد، بعد داستان. در بازاری که هنوز کسی تو را نمیشناسد، اعتماد اینطور ساخته میشود.
مسیر
لحظههای تعیینکننده.
2009
مشهد، ایران
بنای برتر تأسیس میشود
یک شرکت کوچک بازاریابی که با یک باور شروع شد: شرکتهای ساختمانی به روایت بهتری نیاز دارند. اولین مشتریها. اولین درسها. اولین شکستها.
2011
ایران
صنعت صاحب یک نشریه میشود
مجلهی بنای برتر راهاندازی شد؛ نخستین نشریهی تخصصی که معماران، مهندسان و تأمینکنندگان مصالح صنعت ساختمان ایران را به هم وصل میکرد.
2009 — 2024
تهران و مشهد
پانزده سال ساختن
این مجموعه به یکی از شرکتهای پیشروی بازاریابی و رویداد صنعت ساختمان ایران تبدیل شد.
- برند
- 500+برند
- رویداد بزرگ
- 50+رویداد بزرگ
- متخصص
- 50,000+متخصص
2020
تهران، ایران
ویندو ابداع میشود
یک فرمت کاملاً جدید از رویداد — نه یک نمایشگاه، یک تجربه. این فرمت جایزهی نوآوری صنعت ساختمان ایران را دریافت کرد.
2020 — 2024
تهران و مشهد
شش ادیشن، هر بار اندازهگیریشده
متدولوژی در هر ادیشن پابرجا ماند — و ۷۹٪ از مشارکتکنندگان مشتریانی گرفتند که به روش دیگری قابل دسترسی نبودند.
- ادیشن
- 6ادیشن
- بازدیدکننده در هر ادیشن
- 2,100+بازدیدکننده در هر ادیشن
- رضایت
- 88%رضایت
2024
اروآین، کالیفرنیا
شروع دوباره، بهعمد
با پانزده سال کارنامهی اثباتشده و صفر ارتباط آمریکایی به کالیفرنیا آمد. درسی که از پی آن آمد، کاربردیترین چیز این حرفه شد: اعتبار منتقل نمیشود. اعتماد باید در هر اتاق تازه، از نو ساخته شود.
2024 — 2026
لسآنجلس و اورنج کانتی
تحلیل، و اتاق آمریکایی
MBA در رشتهی هوش تجاری از دانشگاه International American University، همزمان با کار عملی در محیطهای شرکتی آمریکا — از جمله کار روی حسابهای Bank of America، Merrill Investment و GSI Environment — و عمیقتر شدن تخصص در استراتژی هوش مصنوعی.
2026
کالیفرنیا، ایالات متحده
فصل بعدی
مشاورهی بنیانگذارمحور در حوزهی برند، رشد، تجربه و هوش مصنوعی. نیومن در حال ثبت. اکوسیستم KAY شکل امروزیاش را میگیرد.
کلاس درس
و بعد برگشتم سرِ کلاس
با پانزده سال کار و پانصد برند پشت سرم، در یک کلاس در لسآنجلس نشستم و دوباره شدم یک مبتدی — به زبان دوم، در حال یادداشتبرداری از مدلهای رگرسیون.
خیلیها فکر کردند برای مدرک است. نبود. من حرفهام را روی شهود و سلیقه ساخته بودم، و شهود در اتاقی که هیچکس تو را نمیشناسد دوام نمیآورد. نیمهی دیگرش را لازم داشتم: توانایی اثبات یک تصمیم، پیش از آنکه از کسی بخواهم برایش پول بگذارد.
انتخاب رشتهی تحلیل کسبوکار عمدی بود. بازاریابی نه — بازاریابی را در دست داشتم. عدد میخواستم، چون عدد تنها استدلالی است که بدون مترجم از مرز رد میشود.
هرچه در این صفحه میگوید شواهد پیش از وعده، در همان اتاق یاد گرفته شد.

تحصیلات و افتخارات
- MBA هوش تجاری — دانشگاه International American University، لسآنجلس، ۲۰۲۶
- Executive MBA — ایران
- کارشناسی مهندسی نرمافزار
- جایزهی نوآوری — صنعت ساختمان ایران، برای فرمت ویندو

نشان
سه خط مورب و یک پرنده.
سه خط مورب موازی، حرف K را میسازند — شتاب، جهت، حرکت رو به جلو — و در پایه با یک لوزی مهار میشوند: ثبات و دقت. فرم، ارجاعش را از سیمرغ سیستان میگیرد؛ نمادی ایرانی از خرد، اوجگیری و دگرگونی. نشانی است که میراث شرقی را به بازار غربی وصل میکند، و دقیقاً همین کار از آن خواسته شده است.
یادداشتهای میدانی
هنوز دارم آمریکا را میخوانم
بیشتر آخر هفتهها یک جایی بیرون شهرم. تا حالا بیست پارک ملی، سی ایالت، و دوربینی که هنوز دارم درست کار کردن با آن را یاد میگیرم.
بهانهاش طبیعت است. دلیلش این است که سازمان پارکهای ملی آمریکا بیسروصدا یکی از بهترین سازمانهای طراحی تجربه در دنیاست، و تقریباً هیچکس در صنعت من این را نمیگوید. ورود. مسیریابی. ترتیبی که اجازه داری چیزها را ببینی. آن مکثی که درست پیش از باز شدن منظره نگه داشته میشود. اینها دقیقاً همان مسئلههایی است که من برای برندها حل میکنم — که اینجا کسانی حلش کردهاند که یک قرن وقت داشتند تا درستش کنند.
پس میروم و یادداشت برمیدارم. و این، بیسروصدا، همان راهی است که یک بازار را یاد میگیرم.
کشور را از اتاق جلسههایش نمیشود فهمید.
- پارک ملی
- ۲۰پارک ملی
- ایالت آمریکا
- ۳۰ایالت آمریکا
- دوربین، هنوز در حال یادگیری
- ۱دوربین، هنوز در حال یادگیری








